https://shohada.org/en/node/201665
شناسه خبر: 201665
2022-3-10 09:21
شرح عملیات
به روایت از مجید مصباحی : در عملیات رمضان یادم هست که تیپ 21 امام رضا علیه السلام می خواست از شلمچه عبور کند من نیوری شناسایی بودم ، یکی دو تا محور هم رفته بودیم ، عراقیها متوجه شده بودند که برای گشت و شناسایی رفته بودیم و روزش آمدیم گزارش دادیم ، البته من خودم نبودم که گزارش بدهم چون ما آن زمان نیروی شناسایی ، سرتیم بدویم ، مسئول اطلاعات آمده بود ، گزارش داده بود ، گفته بود عملیات لو رفته است . حسن باقری اسرار داشت که بچه ها ، فرمانده محورها ، گردانها و تیپ دو مرتبه بروند آقای چراغچی برای فردا شب همه را آمده کرد و خودش هم راه افتاد در صورتی که چون خودش فرمانده تیپ بود نمی بایست می آمد ، چون اگر برای ایشان مشگلی پیش می آمد شیرازه کار از هم می پاشید ، دیدم آقای چراغچی از این سینه بند ها بسته بود ، اسلحه دستش گرفته بود ، خودش محور اصلی شلمچه را با حسین مهاجر راه انداخته بود و من هم محور کوت سواری و محور کانال را با هاشم دریغنژاد که معاون ما بود چون ایشان تنها نرود برادرمان علی امجدی با ایشان رفتند، محوری که ما رفته بودیم کارش تمام شد و شناسایی انجام شد و برگشتیم . ساعتهای 3 بود که دیدم برادرمان علی رضایی دنبال ما آمد پرسیدم چی شده است ، گفت : دریغنژاد ظاهرا با کمین دشمن درگیر شده و شهید شده و همان جا مانده و یا مجروح شده ، بیا برویم جنازه آنها را بیاوریم که من و برادر علی رضایی راه افتادیم و گفتیم مگر اینها همراحشان فرمانده گردانها نبودند ، گفت چرا وقتی به یک فرمانده گردان گفتم چی شد چرا آنها را نیاورده اید با وجود اینکه آنها مجروح شده بودند گفت من مجروح شده ام ، گفتم کجا می روی . فردا صبح که نگاه کردم دیدم که سالم است ، فکر می کنم که یک ترکش از پشت خرده بود به دست ایشان ، این آقا دردش گرفته بود و از صحنه آمده بود. یک پتو برداشتیم و با علی رضایی رفتیم که اینها را پیدا کنیم ولی چون منطقه وسیع بود نتوانستیم. در هر صورت عراقیها هم آمده بودند و از فرصت استفاده کرده بودند و از در همان لحظات اول مجروحیت آنها را برده بودند آن طرف خاکریز و بعدا به شهادت رسیده بودند و جنازه هایشان هم بعد از این همه مدت به دست نیامد.