https://shohada.org/en/node/201687

شناسه خبر: 201687
2022-3-10 09:21

شجاعت و شهامت 5

به روایت از علی اکبر زنده دل : یادم است در عملیات مسلم بن عقیل ما جبهه ای که داشتیم روی ارتفاعات مشرف به شهر مندلی عراق بود . یک جبهه بسیار کم عرض و با یک طول نسبتا زیاد ، وظعیت ارتفاع هم به کشلی بود که پشت ارتفاع و پشت سر ما نوع ارتفاعات جوری بود که شیب بسیار تند و پرتگاهی داشت و زمین مقابل دشمن که دشمن می خواست روی آن زمین حرکت کند نسبتا ملایم و تپه های مناسبی بود به جهت این شرایط خاص زمین دشمن در چندین مرحله فشار آورد که با یک فشار بتواند ما را بیندازد آنطرف ارتفاعات و زمین مناسب را خودش توی دستش بگیرد . یادم است آنزمان برادر چراغچی با اینکه نسبتا کادرهای خوبی داشت ، هم فرمانده گردانهای خوبی داشت توی خط ، و هم مسئول محور بسیار خوبی داشت ولی ایشان خودش آنجا خیلی جدی و با تدبیر همیشه توی خط حضور داشت . هر وقت ایشان احساس می کرد که آتش شدید شده و خط الان در معرض تحدید است بلافاصله خودش به سرعت با اینکه آنجا وضعیت جاده های عقبه و رفت و آمد خیلی مناسب نبود به سرعت خودش حضور پیدا می کرد و می رفت توی خود و در اوج آتش دشمن توی خط می ایستاد و کار خط را اداره می کرد و کنترل می کرد تا ووقتی که خط مقداری آرامش پیدا می کرد بعد میامد عقب ، یا توی همان منطقه یک بخشی از خط جوری بود که روزها امکان تردد نبود و اموما شب میبایستی رفت و آمد می کردیم و نقاط حساسی داشت به جهت دو عارضه بودن زمین اماکن نفوذ دشمن از جاهای مختلف بود . خود ایشان در حالی که فرمانده گردان داشت و مسئول محور داشت ولی می رفت توی خط و وقت زیادی می گذاشت و قدم به قدم اول نقاطی را که احساس می کرد ممکن است محل نفوذ دشمن باشد خودش کنترل می کرد.