https://shohada.org/en/node/201738

شناسه خبر: 201738
2022-3-10 09:21

عشق به جهاد

راوی علی اکبر زنده دل: اولین اعزام برادر ولی اله چراغچی را به جبهه یادم می آید . روی پله های ساختمان قدیم ستاد بسیج توی پادگان آخر نخریسی ، آنجا از پله ها میامد یالا . سومین اعزام و یا چهارمین اعزام بود که از پادگان بسیج اعزام می شد . ایشان را آقای ابراهیم زاده نمی گذاشت به جبهه برود . یادم می آید اینقدر گریه کرده بود و دنبال آقای ابراهیم زاده می گشت که پیدایش کند . بعد از مدتی از میدان صبحگاه آمدم طرف ساختمان که پله می خورد ، پلههای بزرگی داشت . ایشان را دیدم که دارد گریه می کند و این طرف و آنطرف می رود . آقای ابراهیم زاده از توی ساختمان می آید بیرون ، تا چشمش به آقای ابراهیم زاده افتاد شروع کرد به گریه کردن . می گفت چند نوبت شده که خواهش می کنم بگذارید چرا نمی گذارید و اشک می ریخت . ما را اینجا دلخوش کردید که مثلا ما اینجا مدیر داخلی پادگان هستیم . بگذارید ما هم برویم آنجا ما هم مثل بقیه می خواهیم برویم جهاد کنیم ، می خواهیم در خدمت جبهه ها باشیم . آنجا بود که آقای ابراهیم زاده موافقت کرد . بعد از مدتی که ما جبهه رفتیم توی بستان زیارتش کردیم . آنجا ایشان جانشین خادم الشریعه بود . آنجا شادترین حالت ها را در چراغچی دیدم ، خیلی خوشحال بود . از عملیات الله اکبر برای ما مقداری صحبت کرد . میگفت اکبر توی عملیات الله اکبر بچه ها چه کار کردند.