https://shohada.org/en/node/202813
شناسه خبر: 202813
2022-3-10 09:35
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی زهرا ترابی: پبعد از شهادت شهید ترابی مادر شوهرم به مدت سه سال مریض شد و من از او پرستاری می کردم تا اینکه یک شب خواب دیدم شهید در حالیکه پیراهن مشکی به تن دارد با یک آمبولانس سفید آمده و گفت: آمده ام مادم را ببرم. گفتم: مادرتان مریض است نمی تواند راه برود. گفت: عیبی ندارد، شما دیگر خسته شده اید. گفتم: حالش خوب نیست نمی گذارم ببرید، در ضمن می خواهم او را حمام ببرم و دست و پایش را حنا کنم. شهید گفت: پس من می روم و روز پنجشنبه می آیم که مادرم را ببرم. از خواب بیدار شدم و روز بعد مادر شوهرم را حمام بردم و دست و پایش را حنا کردم تا اینکه روز پنجشنبه، شب اول ماه رمضان فوت کردند و همان طور که شهید در خواب گفته بود همان روز آمد و مادرش را با خود برد.