https://shohada.org/en/node/203889
شناسه خبر: 203889
2022-3-10 09:50
دقت در حلال و حرام
به روایت از محمدعلی بسکابادی : به خاطر دارم پسرم علی اکبر در مغازه ای به نقشه کشی قالی مشغول بود. یک روز به درب مغازه ایشان رفتم تا احوالی از او بپرسم. وارد مغازه شدم علی اکبر رو به من کرد و گفت: پدر امروز در بازار سر شور بودم که در بین راه دستمالی را پیدا کردم آن را برداشتم و داخل آن را نگاه کردم، دیدم سه هزار تومان داخل دستمال است، بعد به مغازه آمدم و بعد از چند دقیقه صاحبکار آمد و درب مغازه را باز کرد. در همین هنگام یکی از مشتریان وارد مغازه شد در حالی که رنگ و رویش پریده بود. استاد کارم از او سئوال کرد چرا رنگت پریده است؟ گفت: امروز سه هزار تومان که به شما بدهکار بودم را در دستمالی پیچیده بودم تا برایتان بیاورم ولی در بین راه آن را گم کردم. من همان لحظه فهمیدم که پول هایی که داخل دستمال صبح پیدا کرده بودم مال همان مشتری است رو به مشتری کردم و گفتم: آیا نشانی داری؟ آن مرد گفت: بله. یک پارچه ی قرمز که سه هزار تومان هم داخل آن بود را گم کرده ام. من آن پولها را به او دادم که خیلی خوشحال شد و دست هایش را به سوی آسمان بلند کرد و گفت: خدا خیرت دهد. من این پول ها را با چه زحمتی تهیه کرده بودم تا طلب استادکار شما را بدهم. ان شاءالله هر آرزویی که داری به آن برسی. پسرم علی به مال حلال و حرام خیلی اهمیت داد و در کارهای خیر صاحب قدم بود.