https://shohada.org/en/node/204207

شناسه خبر: 204207
2022-3-10 09:55

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از طاهره بانپور : یادم هست وقتی خبر شهادت برادرم مهدی بانپور را شنیدم خیلی گریه کردم و بی تابی زیادی داشتم همان شب در خواب دیدم که در یک دشت وسیع که سرتاسر آن را سبزه زار و گلهای لاله پوشانده بود هستم همان طور در حال قدم زدن بودم که مهدی را سوار بر اسب سفیدی دیدم که از دور دست نزدیک می شد . و به نزدیک من رسید از اسب پیاده شد و خیلی سر حال و خنده رو با من احوالپرسی کرد بعد به من گفت بیا بازی کنیم و روی سبزه ها دراز کشید و می غلتید و با خنده های بلند که سرشار از شادی بود بلند شد و به طرف من آمد و گفت : چرا ناراحتی و گریه می کنی ؟ مگر نمی بینی که جایم خیلی خوب است پس گریه نکن و این خبر را به مادر هم بده از خواب بیدار شدم و خوابم را برای مادرم تعریف کردم او نیز خوشحال شد و از آن پس کمتر برای او گریه می کردیم .