https://shohada.org/en/node/204405

شناسه خبر: 204405
2022-3-10 09:58

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

از اینک پسرم علیرضا شهید شده بود خیلی ناراحت بودم یک شب خواب دیدم که علیرضا وارد منزل شد و گفت : بابا چرا شما را که دعوت کرده بودند نیامدید ؟ گفتم : کی ؟ گفت : مگر کسی دنبال شما نیامد گفتم : نه گفت : بیایید با هم برویم ایشان می رفت و من پشت سرش حرکت می کردم. و در خواب می دیدم که هنوز سرباز است بعد دیدم یک امامزاده مثل حرم امام رضا (ع) در آنجا بود گفتم : باید وضو بگیرم بعد رفتم داخل یک اتاقی ک پر از نعمت و روزی بود هر چه می خواستی در آنجا آماده بود و یک حوض پر از آب (آب کوثر) هم آنجا بود گفتم : بگذار بقیه هم بایند بعداً نان بخوریم با آنکه دلم خیلی ضعف می رفت گفتم : میهمانها هم بیایند بعداً من تنها خجالت می کشم گفت : بابا بخور این سفره ای است که تمامی نداردگفت : بابا نگاه کن شما توی این لنجه ایستاده اید . من اینجا سه برابر این زمین را برایت گرفته ام. پدر ! من با یک خون دل این زمین را برایت اینجا خریده ام پدر ! ببینید چه جای خوبی است و دیگر شما برایم گریه نکنید گفتم: حالا برویم . گفت : پدر من نمی آیم شما بروید و بعد که نانم را خوردم ازحیاط که خارج شدم ازخواب پریدم و از آن شب دیگر برایش گریه نکردم وناراحت نبودم .