https://shohada.org/en/node/205901

شناسه خبر: 205901
2022-3-10 10:22

حسن برخورد

راوی محسن گواه: منطقه جنگی پر ازدود وآتش بود هر لحظه یک گلوله خمپاره منفجر می شد و در منطقه تغییری به وجود می آورد . در آنجا من یک دوستی داشتم که در آن لحظات تند تند آر پی جی حاضر می کرد و من شلیک می کردم . هر دو نفر خیلی شاد بودیم ( بعد از آن هم کار به همین روال پیش می رفت ) دوست بنده برادر هادی اخباری بود . ما در آنجا سه قبضه آر پی جی داشتیم که داخل سنگرمان بود . ایشان تند تند سر قبضه گلوله می گذاشت و من هم می زدم . یک بار می خواستم از روی ناراحتی که چرا یکی یکی موشک آر پی جی شلیک می کنیم ، دو قبضه برادرم و شلیک کنم که برادر اخباری نگذاشت و گفت : حالا تو یکی یکی بزن کافی است . نمی خواهد دوتا دوتا بزنی . ما تا ساعت 9و 10 شب شلیک کردیم و در همین والفجر 8 زمانی که کار ما در این منطقه تمام شد و به فاو رفتیم ، در آنجا به درجه رفیع شهادت رسیدند . اینها می خواستند یک جایی را منفجر کنند که خمپاره می آید و روی مواد ها می خورد و ایشان به درجه رفیع شهادت رسیدند .