https://shohada.org/en/node/206131

شناسه خبر: 206131
2022-3-10 10:25

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی حسن احمدزاده: با فرا رسیدن سالگرد شهادت پسرم علی احمدزاده برای گرفتن مراسم سالگرد به بنیاد شهید رفتم تا حواله ی برنج و روغن بگیرم. حواله ای که نوشته بود کفاف مراسم را نمی کرد وقتی خواستم تا سهمیه را بیشتر کنند قبول نکردند و سهمیه ها مشخص شده است به هر حال ناراحت به منزل برگشتم. شب خواب دیدم که قیامت شده است و باید از سر پل صراط عبور کنم علی را دیدم که آن طرف پل ایستاده و کلاف نخی را در دست دارد و به طرف من پرتاب کرد و گفت به وسیله ی این نخ به این طرف بیا من می ترسیدم که نتوانم کنترل خود را حفظ کنم و به اعمال دره ای که از آتش می سوخت سقوط کنم. علی گفت: پدر جان نترس بیا اگر هم بیفتی خودم نجاتت می دهم آرام و خونسرد به این طرف بیا. در همین حال بودم که ناگهان از خواب بیدار شودم.