https://shohada.org/en/node/207228
شناسه خبر: 207228
2022-3-10 10:44
عشق به جهاد
راوی ماشاءالله اصغری: قبل از عملیات والفجر 8 بود که شهید یوسفی به دلیل مشکلات خانوادگی به مرخصی اضطراری رفت . روز دوم عملیات بود که من به جهت کاری از منطقه فاو به لشکر اهواز رفتم و اتفاقاً شهید بوسفی را در لشکر دیدم که رادیوی ک.چک در دست دارد و در محوطه قدم می زند . تعجب کردم . چرا که ایشان به تازگی به مرخصی رفته بود آن هم مرخصی اضطراری ! به هر حال جلو رفتم و بعد از احوال پرسی ایشان نامه ای از طرف خانواده ام به من داد و گفت . به ترتیب رفته بودم و خبر سلامتی است را به خانواده ات رساندم و آنها هم این نامه را به دادند تا به تو برسانند و علت زود آمدنش را جویا شدم و ایشان فرمودند : تا متوچه شروع عملیات شدم با وجود کار مهمی که داشتم به منطقه بر گشته ام ! و همان شب با ما به فاو برگشت . ما پس از حرکت شب را در آبادان ماندیم و در مدرسه ای که محل استقرارمان بود خوابیدیم . صبح که به جهت نماز بیدار شدیم شهید یوسفی نبود علت را جویا شدیم . گفتن شاید به جهت وضو بیرون رفته است اما آنجا هم نبود . تمام کلاسها واتاقها را گشتیم اما از ایشان خبری نشد . به هر حال صاعت 8 سبح حرکت کردیم و به سمت جلو رفتیم تا اینکه در کنار اروند شهید یوسفی را یافتیم علت را از ایشان جویا شدیم که چرا زود تر از ما حرکت کرده است ، در جوابم گفت: چون شما خسته بودید و احتمال داشت دیرتر حرکت کنید و از طرفی بچه ها تنها بودند . من فکر کردم که زود تر بیایم و در کنار بچه ها باشم !