https://shohada.org/en/node/207474

شناسه خبر: 207474
2022-3-10 10:48

عشق به جهاد

راوی گل جمال هوشیار: مادرم نقل می کرد : زمانیکه قدیر به مرخصی آمده بود یک شب دیدم که در خواب داد و بیداد می کند و بلند بلند گریه می کند از خواب بیدارش کردم و گفتم : چه شده چرا در خواب گریه می کنی و داد می زنی ؟ وقتی که از خواب بیدار شد گفت : مادرجان در خواب دیدم که دشمن تمام سربازان اسلام و دوستانم در منطقه را جمع کرده و همه را به داخل دیگی که در حال جوش است انداخته اند و به من هم جارویی داده اند و می گویند جلوی سنگرها را جارو کن ، بعد به او گفتم قدیر جان این دفعه یک ماه دیرتر برو اما قدیر در جواب گفت : مگر خون من از آنها رنگین تر است و از آنها کم ترم و بعد صبح همان روز که هنوز 5 روز به مرخصی اش مانده بود وسایلش را جمع کرد و رفت به جبهه و دیگر در روستا نماند .