https://shohada.org/en/node/207489
شناسه خبر: 207489
2022-3-10 10:48
حرمت والدين
راوی تاجور ایزدی: روزی که برات علی به مرخصی آمده بود به من گفت: مادر مثل این که شما شیرت را بر من حلال نداری؟ ایشان را سر زنش کردم و به پدرش گفتم: ببین برات علی چه حرف هایی می زند تا زمانی که بچه بود شیرم را برای او حلال داشتم و دادم که خورد حالا که بزرگ شده شیرم را بر او حلال ندارم. گفت: مادر اگر تو حلال کنی مرا می خواهم شهید شوم. گفتم تو تا الان که دو دفعه تیر خوردی و تمام بدنت ترکش دارد بعد گفتم از گوشت بره تو را حلال تر دارم. ایشان حرکت کرد و از خوشحالی دور خانه چرخ زد و گفت یک کاسه آب یخ روی بدنم بریز که یخ کنم صبح زود بود که او آمد و به من گفت بابا کجاست؟ گفتم: داخل طویله است. رفت داخل طویله کفش پدرش را درآورد پدرش گفت: پسرم چکار می کنی؟ ایشان گفت: پدر جان می خواهم پاهایت را ببوسم و بعد آمد پیش من و مرا هم بوسید و حلالیت طلبید و بعد از زیر قرآن ردش کردم نام پنج تن آل عبا را بر زبان جاری کرد و رفت و دیگر برنگشت تا این که به فیض شهادت رسید.