https://shohada.org/en/node/208818

شناسه خبر: 208818
2022-3-10 11:06

فکاهي شوخ طبعي

راوی علیرضا یوسفی : توی خرمشهر ساختمانی که ما بودیم تقریباً آخرین ساختمانی بود که دست سپاه وتیپ 21امام رضا (علیه السلام) بود. ساختمان پشت سرمان برادران لشگر 21 حمزه ی ارتش بودند. ضمناً گاه گاهی گلوله ای می آمد. دوستان می دانند مین های لغزنده خیلی حساس است چون چاشنی اش لغزنده است همین که پرت کنی منفجر می شود. مهدی میرزایی می آمد پشت همان در یچه های دژ پنهان می شد همین که برادران ارتشی با آفتابه به طرف دستشویی می رفتند میرزایی مین ها را پرتاب می کرد و مین منفجر می شد می دیدی اینها با همان آفتابه به سینه خیز می روند. روزی فرمانده آنها آمد و گفت: مسئول اینجا کیست؟ فرمانده شما کیست؟ میرزایی هم مثل بقیه ی افراد نشسته بود. گفتیم: ما رئیس نداریم. گفت مگر می شود یک کسی باید مسئول باشد. بچه ها گفتند ماکسی به اسم مسئول نداریم بعد این فرمانده رفته بود پیش چراغچی که فرمانده تیپ امام رضا (علیه السلام) بود و جریان را برای ایشان گفته بود ایشان فهمیده بود که این کارها توسط میرزایی انجام می شود. چراغچی به فرمانده ارتش گفته بود به آنها تذکر می دهم. بعد چراغچی آمد و گفت: بابا اینها ارتشی هستند نکنید این کارها را. این ها روی ما حساب دیگری باز کرده اند به میرزایی گفت: مهدی این کارها را نکن. میرزایی گفت: یا باید از این وضعیت خارج شوند و با ما قاطی شوند درغیر این صورت تا من اینجا باشم باید اینها را اذیت کنم. خلاصه یک شوخی هم با چراغچی کرد و گفت: شما برو دنبال کارت.