https://shohada.org/en/node/208829

شناسه خبر: 208829
2022-3-10 11:06

عشق شهادت

راوی اکبر نجاتی : شهید میرزائی خیلی در فراق شهدا و دوستان همرزمش دلگیر بود . از فراغ شهدا خیلی به قول معروف دلتنگ بود . یادم است ، یک روزعکس یک شهیدی را نشان داد و گفت : این شهید را می بینی ، شهید کم سنّ سالی بود . حدود 15 سال بیشتر نداشت . گفت : این بقدری نمازش را با تواضع می خواند نماز شب می خواند که من حسودیم می کرد . می گفت : با گردن کج و تواضع به راز نیاز با معبود می پرداخت . از فراق این شهید خیلی ناراحت بود و می گفت : ما خیلی آدمهای قسی القلبی هستیم . این همه بچّه ها کنار ما شهید ما باید دق کنیم و دل بترکانیم از اینکه بچّه ها و دوستان ما شهید شدند که هر کدام آنها را از پدر و مادرمان ارزششان برای ما بیشتر بود . حقیقتاً بسیار بی تابی می کردند و حال اینکه اگر ما یقین داشتیم داداشمان شهید بشود . شاید اشکی به چشممان نیاید . یا اگر پدر و مادرمان بمیرند بین دوستان یک انس و الفت خاصّی برقرار بود ،‌ شهید هم همینطور حالا اینکه شب سر مزار شهید می ماند شاید یک علّتش هم همین باشد . خیلی این اواخر متعجّب بود که چرا مانده و شهید نشده و خیلی همیشه از این موضوع گله و شکایت داشت .