https://shohada.org/en/node/208850
شناسه خبر: 208850
2022-3-10 11:06
اخلاص عمل
راوی سید غلامرضا امینی یزدی : من در منطقه به عنوان تخریب چی زیر نظر شهید مهدی میرزایی کار می کردم. شب عملیات بود، نزدیکیهای صبح نزد من آمد و گفت: تو را برای حضور در خط مقدم انتخاب کرده ام. گفتم: چه عجب مرا آدم حساب کردید. گفت: تو این همه مجروح شده ای، هنوز هم اینگونه سخن می گویی. درهنگام اعزام با حسرت گفت: آهای راهیان عشق، ما را از دعای خیر خویش فراموش نکنید. بعد از عملیات در حالی که مجروح شده بودم و با هلی کوپتر (چرخبال) به مشهد حمل می شدم. داخل هلی کوپتر تعدادی شهید و مجروح دیگر حضور داشتند. ناخودآگاه خود را به طرف یکی از تابوتها کشاندم، و روی آن را کنار زدم. ناخودآگاه خود را با چهره شهید خادم الشریعه روبرو دیدم. گویی داشت با من سخن می گفت که دیدی بالاخره باهم به مرخصی می رویم.