https://shohada.org/en/node/208869

شناسه خبر: 208869
2022-3-10 11:06

شجاعت و شهامت

راوی اکبر نجاتی : باز خاطره دیگری دارم ما همانجا که وارد منطقه شدیم سردار قربانی به ما مأموریت پل ازیره را دادند و گفتند شما امشب بروید روی پل عملیات کنید بعد چون به منطقه توجیه نبودیم ، با شهید میرزایی قرار شد برویم که ما را به منطقه توجیه کنند. آمدیم سر چهارراه معروف آنجا محل اتصال پد داخل آب و پت خندق به خشکی سد. باید سمت راست می رفتیم . نمی دانم حدود چند کیلومتر می شد. فکر می کنم حدود 5-6 کیلومتر می رفتیم و 5-6 کیلومتر بر می گشتیم حدود عصر هم بود . حدود 10-15 کیلومتر راه آن هم بایست پایین سد که یک طرف آب بود و یک طرف هم خود شیب سد و راه رفتن خیلی مشکل بود. اگر کسی می خواست آن مسیر را برود و بیاید ، شاید برایش سی کیلومتر محسوب می شد به جهت سختی قدم برداشتن ، و ما رسیدیم که اگر بخواهیم برویم و بیاییم نه وقت اجازه می دهد و نه توانی می ماند. که شب بخواهیم عملیات کنیم خلاصه ایشان گفت : بیا از همین روی سد با موتور برویم نشستیم روی موتور و روی سد هم این طرف دشمن بود. بحساب سمت چپ سد ، سمت راست سد هم که بچه ها پشت سد مستقر بودند. و پشت سرشان هم آب بود در حقیقت ما باید روی خط مقدم می آمدیم. روی نوک خط مقدم و تا آخر انتهای خط می رفتیم هر چه هم پیش می رفتیم دشمن در حقیقت فاصله اش تا سد در حدود200 متر - 150 متر بود . منتها فاصله ها خیلی کم می شد. حالا نمی دانم ایشان نشست پشت موتور یا من نشستم ، موتور هندای 250 داشتیم همینطور گاز را گرفتیم و رفتیم دشمن هم با تیر بار و تانک می زد ما هم بدون توجه به این حرفها رفتیم به پیچ السخره که رسیدیم کیلومتر موتور را که نگاه کردیم حدود 120 را نشان می داد که داشتیم حرکت می کردیم بچه ها خیلی از لحاظ روحیه چون تقریبا آتش دشمن زیاد بود و ما هیچ آتش پشتیبانی نداشتیم یک مقداری از لحاظ روحی تضعیف شده بودند با این حرکت بچه ها روحیه گرفتند خلاصه سر از خاکریزها در آوردند و به سمت دشمن شلیک کردند کلا در خط ایجاد روحیه ای شد به آن کنج که رسیدیم با همان سرعتی که داشتیم داخل آب رفتیم چون اگر می خواست سرعت را کم بکند و بعد بیاییم پایین مورد اصابت دشمن قرار می گرفتیم ، با موتور داخل آب افتادیم . این خاطره ای بود از شجاعت این شهید که خلاصه پیشنهاد اینطوری دادو ما هم قبول کردیم .