https://shohada.org/en/node/210043

شناسه خبر: 210043
2022-3-10 11:22

کرامات شهداء بعداز شهادت

راوی فاطمه رحمتیان: یکی از دخترانم چهار ساله بود که پسرم شهید شد و این خواهرش گریه زیادی کرد به نحوی که ایشان را تشنج می گرفت یکسال او را به بیمارستان مشهد می بردم و پزشکان می گفتند که دردش مشخص نیست . دو هفته در بیمارستان بستری بود بعد من با خودم گفتم : کریم جان خواهرت را با خودت ببر ، و یا اینکه از خدا بخواه تا حالش خوب شود . شب خواب دیدم که کریم سوار موتور سیکلتی است و پرچم قرمزی دستش بود و با سرعت می رفت آمد و خواهرش را از دست من گرفت و برد . گفتم : کریم خودت که می افتی خواهرت را هم می اندازی ، گفت : تو غصه نخور مادر من باید پرچم را به مقصد برسانم . با خودش بچه را برد و بعد از چند لحظه آمد و خواهرش را آورد . از فردای آن روز حال خواهرش خوب شد دیگر او را به بیمارستان نبردم و دارو به او ندادم .