https://shohada.org/en/node/210049

شناسه خبر: 210049
2022-3-10 11:22

آخرين وداع با دوستان

راوی علی رحمتیان: یک دفعه به خاطر دارم قبل از عید به مرخصی آمده بود ، من از این کفشهای چرمی خیلی خوب برای خودم خریده بودم ، وقتی کریم آمد و گفت : علی این کفشها را به من نمی دهی ؟ گفتم چرا قابل ندارد کفشها را به او دادم نزدیک سیزده به در بود که کریم به من گفت : من باید بروم به جبهه ، گفتم : برای چه حالا ؟ باید بروم ، حدود سیزده به در ما عملیات داریم من باید آنجا باشم و رفت و روز چهارده بود که فکر می کنم خبر شهادتش را آوردند . من متوجه شدم که حاج آقا پدرم توی حمام می رفت و گریه می کرد دیگر بالاخره به ما هم گفتند که کریم از دست ما رفت. همیشه به من می گفت: علی یک دوستایی از این کردها داریم این قدر خوبه که نگو . به او می گفتم : نباید به او اعتماد کنی ، می گفت : نه او خیلی خوب است تو اگر بیایی و ببینی خودت متوجه می شوی چقدر خوب است .