https://shohada.org/en/node/211184
شناسه خبر: 211184
2022-3-10 11:39
روحيه بسيجي
راوی محمد رضا مداعی: بیست روز قبل از شروع عملیات من در مشهد بودم که آقای گرایلی تماس گرفت و گفت: قرار است بزودی عملیاتی شروع شود، به منطقه برگرد. چون کارمند بودم و لازم بود که مراحل مرخصی وـ اجازه ی خودم را از شرکت مورد نظر بگیرم نتوانستم به موقع خودم را به منطقه برسانم. منتهی دوستانی که در آن لحظات کنار ایشان بودند اینگونه برایم نقل می کردند: "بعلت آتش سنگین دشمن به بچه ها اعلام شد، پیشروی را متوقف کرده و به عقب تر بر گردند. ولی لازم بود چند نفری آنجا بمانند و مقاومت کنند تا دیگر بچه ها بتوانند به عقب بر گردندـ نیاز بود چند نفر به عنوان داوطلب بمانندـ آقای برونسی گفته بود: لشگر متعلق به امام زمان (عج) است هر کسی می خواهد ساحت مقدسش را زیارت کند و ساحت مقدس ابا عبدالله الحسین (ع) بماند. خیلی از بچه ها داوطلب شدند که بمانند و مقاومت کنند و تعداد اندکی از بچه ها می خواستند به عقب بر گردند ولی آقای برونسی مخالفت کرد و گفت: فقط 7 الی 8 نفر بمانند و بقیه باید برگردند" بهر حال آقای گرایلی به اتفاق چند نفر دیگر آنجا ماندند و مقاومت کردند. یکی از همان نیروهایی که آنجا در کنار ایشان بودند نقل می کرد: آقای گرایلی به قدری آرپی جی زده بود که از گوشهایش خون می ریخت و نهایتاً در همانجا به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد.