https://shohada.org/en/node/211204
شناسه خبر: 211204
2022-3-10 11:39
خاطرات جنگي
راوی عباس تیموری: شهید گرایلی سرباز ارتش بود و با تقاضای خودش جهت ادامة خدمت به سپاه آمده بود . از قضا به تیپ 18 جواد الائمه (ع) معرّفی شد . با راهنمایی رزمندگان بالاخره چادر فرماندهی تیپ 18 را پیدا کرد . هنگام ناهار وارد چادر فرماندهی شدم و بلافاصله سوال کردم : حاج آقای برونسی را می خواهم که فردی جواب داد : بفرمائید ناهار بخورید غذا سرد می شود . نشستم و ناهار خوردم . همان فردی که مرا به غذا دعوت کرد به بقیّه آب تعارف می کرد . به همة سفره آب می داد ظرف ها را هم جمع کرد . بعد از تمیز کردن سفره ، ظرف ها را برداشت و من می خواستم ، سریعتر تکلیفم مشخّص شود . دو دفعه سؤال کردم : حاج آقای برونسی هستند ؟ همان بندة خدا فرمود : با حاجی چکار داری ؟ گفتم : برای ادامة خدمت از ارتش آمدم و مرا این جا معرّفی کردند . ایشان فرمود : من برونسی هستم . من که می دانستم ایشان مسئول و فرماندة تیپ هستند بلافاصله از جا برخاسته و احترام نظامی گذاشتم . ایشان فرمودند : راحت باشید . مجید بارها و بارها می گفت : نیروهایی که چنین فرماندهی داشته باشند که مانند دیگران کار کند و متمایز از دیگران نباشد اصلاً شکست نخواهند خورد . - آن روز حاجی برونسی شهردار چادر بوده و بایستی ظرف ها را می شست .