https://shohada.org/en/node/212734

شناسه خبر: 212734
2022-3-10 12:03

خبر شهادت

به روایت از صدیقه فضلی : یک روز در حال جارو کردن بودن که انگار کسی به من گفت برادرت شهید شده است یک ضعف و سستی بر تنم نشست همین طور نشستم و گفتم چون دو برادرم محمود و ابوالقاسم جبهه بودند نکنه خدا ناکرده این فکری که به ذهن من رسیده است راست باشد ان شاء ا... که محمود نباشد چون او زن دارد و بچه ی چهار ماهه ای بعد از سه روز جنازه ابوالقاسم را آوردند یک روز سر تنور نشسته بودم که دیدم چند نفر آمدند و آنجا برایم روشن شد که برادرم شهید شده است.