https://shohada.org/en/node/214262

شناسه خبر: 214262
2022-3-10 12:27

گذشت و اغماض

به روایت از عباس علی عاشوری : یکی از همرزمان پسرم محمد حیسن عاشوری برایم تعریف کرد که یک روز حسین پیش ما آمد و گفت: من قصد رفتن به مرخصی را دارم شما اگر کاری در گناباد دارید بگویید تا برایتان انجام دهم من به همسرم اطلاع دادم و برگه مرخصی ام را هم گرفته ام. به او گفتم، نه کاری نداریم از من خداحافظی کرد و رفت هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که دوباره برگشت و لوازمش را در سنگر گذاشت گفتم مگر به مرخصی نمی روی؟ گفت: می روم ولی امشب عملیات است بعد از اینکه عملیات تمام شد به مرخصی می روم وقت شروع عملیات که رسید اصلحه و لوازم روی آب را تحویل گرفت و از جناح راست که نیروی کمتری بود حرکت کرد و در جلوی نیروها به مدت بیست و چهار ساعت در روی نیزارها و باتلاق ها پارو زد یادم هست ساعت یک و سی دقیقه شب بیست و یکم اسفند ماه، سال شصت و سه نیروها از دو جناح وارد عمل شدند و حسین پیشا پیش جناح راست حرکت می کرد که دید یکی از آتش بارهای دشمن سخت مشغول کار است به طرف آنها حمله ور شد و در همان لحظه تیری بر قلب ایشان نشست و به زمین افتاد وقتی به بالای سر او رسیدم برگه ای از پیش در آورد که ساعت حرکت محورها را در آن نوشته بود خواست تا چیزی بر روی آن بنویسد که اجل مهلتی به او نداد و ایشان دعوت حق را لبیک گفته و به شهادت رسید.