https://shohada.org/en/node/214539
شناسه خبر: 214539
2022-3-10 12:30
خاطرات سياسي
راوی لیلی رضوی: زندگى و بودن با پدر همراهش خاطره است. الان در خاطرم نیست. ولى در دوران انقلاب در آبان ماه که تظاهرات ضد شاه بود. پدرم دست مرا گرفت و با خود به راهپیمایى برد. و در یکى از این راهپیمایىها در خیابان ارگ مشهد از طرف مقابل تانکها حمله کردند به طرف بیمارستان امام رضا با وجود اینکه نرده بیمارستان خیلى ارتفاع داشت. من به اتفاق چند تن دیگر پریدیم آن طرف و بعد از اینکه آبها از آسیاب افتاد خواستم برگردم ولى نمىتوانستم که از نرده بیمارستان بالا بروم. این مسئله برایم عجیب بود که من چگونه در آن وضعیت از آن نرده بزرگ بالا رفتهام؟ ولى بعد از آن نمىتوانستم برگردم؟ و این برایم خاطرهاى به یادماندنى بودکه آن روز براى گوش کردن به سخنرانى آقاى خامنهاى به آنجا رفته بودیم.