https://shohada.org/en/node/214562

شناسه خبر: 214562
2022-3-10 12:30

خاطرات سياسي

راوی صدیقه شیرمحمدی: فردی به نام رستم خان _ خان روستای سعدالدین - با دار و دسته اش به روستای مهدی آباد آمده بودند و در آن زمان شاه می خواست از ایران فرار کند و قرار بود امام (ره) بیاید. اینها در روستا دسته ای راه انداخته بودند و از شاه حمایت می کردند. پدر محمد وارد یکی از این دسته ها شد و با آنها رفت. محمد که این صحنه را مشاهده کرد، به آرامی پدرش را به کناری آورد و گفت: پدر جان شما باید از جمع این افراد فاصله بگیری و با آنها نروی. پدرش گفت: به من چه کار داری که نروم. او خان روستا است، پدرش را نصیحت کرد طوری که او ناراحت نشود. به افرادی هم که فریاد جاوید شاه سر می دادند گفت: رستم خان را نگهدارد ولی شاه رفتنی است و انقلاب ما پیروز می شود.