https://shohada.org/en/node/214565

شناسه خبر: 214565
2022-3-10 12:30

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی مصطفی طاهری: خواب دیدم روی زانوی پدرم نشسته ام و او مشغول صحبت کردن با یک فرد خوش سیما بود. حرفهای آنها را متوجه نمی شدم. ناگهان در وسط اتاق تخم مرغ طلایی رنگ را دیدم. بلند شدم تا بروم تخم مرغ را بردارم . هنوز دستم به تخم مرغ نرسیده بود که پدرم دستم را گرفت و من را آورد روی زانویش گذاشت. گفت: مصطفی! گفتم: خوب و قشنگه! ایشان گفت: مال دنیا ارزش ندارد که از روی زانوی من بلند شوی و بروی مال دنیا را برداری. این خواب باعث شد تا آن جریان مادی که برایم پیش آمده را رها کنم. فهمیدم پدرم از این جریان راضی نیست.