https://shohada.org/en/node/214597

شناسه خبر: 214597
2022-3-10 12:30

تواضع و فروتني

راوی علی اکبر ناجی میدانی: ایشان یک دفعه ما را به کناری کشید و گفت: امروز که با تعدادی از فرمانده ها رفتم، یک چیز خیلی خیلی عجیبی دیدم که به زندگی خودم شبیه است. گفتم: چی دیدی حاج آقا؟ گفت: یک جرثقیلی دیدم که کارش این بود که هرکسی که در گل بماند، آن را بیرون می کشد، اما خود این جرثقیل در گل مانده بود. بعد با خنده گفت: کار ما هم این شده است. ایشان چون اهل ذکر و مداحی و اهل مصیبت بود، هر وقت که شروع می کرد، بچه ها خیلی خیلی از او تاثیر می گرفتند. سپس گفت: ما طوری هستیم که هر وقت صحبت می کنیم، خیلی از بچه ها اظهار می دارند که از لحاظ روحی خیلی برایشان موثر و خوب بوده اما خودم همان جرثقیل داخل گل هستم.