https://shohada.org/en/node/214663
شناسه خبر: 214663
2022-3-10 12:31
احساس مسؤليت
راوی محمد رضا نظری: در یکی از روستاهای کاشمر فرد معتادی بود که اکثرا از ایشان مواد تهیه می کردند و عامل فساد بود. روزی این موضوع را برای حاج محمد طاهری تعریف کردم که چنین فردی است . اگر بگیریمش خیلی خوب است. حاجی آقا گفت : یک وقتی برویم که ایشان توی خانه باشد. صبح زود آقای طاهری آمدند قبل از ساعت 8 وسیله شان را یک جائی پارک کرده بودند که از دید ها مخفی باشد و افراد متوجه نشوند که کسی آمده است . با لباس شخصی آمده بود ما هم توی خانه بودیم و قالی بافی می کردیم. از پشت دو قالی بلند شدیم ، رفتیم به خانه ی این بنده خدا قاچاقچی معتاد . چون اول صبح بود توی خانه بود.احتمال قوی می دادیم که خواب باشد . گفتیم اگر یا ا... یا چیزی بگوئیم زیاد سر و صدا ایجاد می شود امکان دارد فرار کند چون قردی حرفه ای بود. اولین بار هم نبود که دستگیر می شد. یک یا ا... کوتاهی گفتیم و وارد خانه شدیم . مادرش متوجه شد . به مادرش اشاره کردیم که سر و صدا نکنید . آمدیم پسرت را بگیریم. مادرش هم زن پیری بود . ما را می شناخت . متوجه قضیه شد و چیزی نگفت . گفت بروید در اطاق بالا خواب است . تا ما می خواستیم در را باز کنیم ایشان متوجه شد و از پنجره پشتی بیرون پرید . در را باز کردیم و چون فهمیدیم از اطاق بیرون رفته است از پنجره نگاه کردیم دیدیم دارد فرار می کند. خودمان را به پایین انداختیم توی باغها وپشت خانه شان به اتفاق حاجی طاهری دنبال این می دویدیم . از دیوار ها بالا می رفت و خودش را توی باغ دیگری می انداخت . تا اینکه رسیدیم به باغی که دیوارش بلند بود و جوی آبی داشت که از زیر دیوار باغ می آمد. از همانجا رفت بیرون . اما ما نتوانستیم از آنجا بیرون برویم. به هر حال آن روز از دست ما در رفت و لی بعدا دستگیرش کردیم .