https://shohada.org/en/node/214664
شناسه خبر: 214664
2022-3-10 12:31
حج
راوی غلامحسین شاکری: زمانی که به محمد طاهری می گویند : باید شما به مکه بروی . ایشان می گوید : آمادگی کامل ندارم به خاطر اینکه از لحاظ مادی مقداری دستم تنگ است . مسئولین اجبارش می کنند که حتما باید بروی تا کنار هواپیما نیز می رود و بعد فکر می کند 5 الی 6 هزار تومان دیگر کسر دارد و می گوید من نمی خواهم به مکه بروم . یک نفر ناشناس داخل همان اطاقی که می خواسند بلیط بدهند که این را خود حاج محمد طاهری تعریف می کرد. می گوید به اسم مرا صدا زد که آقای طاهری برای چه شما پشیمان شدید و نمی خواهید به مکه بروید . آقای طاهری می گوید نمی خواهم به مکه بروم . فعلا منصرف شدم . بعد آن آقا می گوید باید علت را توضیح دهید که چرا نمی خواهی به مکه بروی . وقتی آن فرد اسرار می کند آقای طاهری می گوید حقیقت از لحاظ پول کمبود دارم و فعلا آمادگی ندارم. اگر شما پول دارید به قرض به من بدهید تا من به سفر بروم . آن آقا هم پول در می آورد و چند برابر پولی که آقای طاهری می خواهد . می گوید : هر چه لازم دارید بردارید . آقای طاهری هم همان شش هزار تومانی که لازم داشته بر می دارد . می گفت: شش هزار تومان برداشتم . بعد گفتم همین کافی است . حالا بیاییم به شما یک چک بدهم که وقتی از مکه آمدم بروید شما برداشت کنید . آن بنده خدا در جواب طاهری گفت : من پول دارم الان به شما می دهم . هر وقت که دوباره همدیگر را دیدیم آن وقت شما پرداخت خواهید کرد . الان نیاز نیست که شما به ما مدرک بدهید . هر چه آقای طاهری اسرار می کند که باید یک مدرکی به شما بدهم ، امکان مرگ و میر است . آن آقا می گوید : الا و بلا که من از شما هیچ مدرکی نمی خواهم . شما بروید وقتی که برگشتید و همدیگر را دیدیم شما این پول را به من خواهی داد . آقای طاهری می گفت : به مکه رفتم و بعد از اتمام مراسم برگشتم . هر چه به این طرف و آن طرف نگاه کردم آن فرد را ندیدم . مقداری فکر کردم و به خود آمدم هر چه فکر کردم که این بنده خدا که بود نه اسمش را به من گفت و نه دوباره ایشان را دیدم . تا اینکه ذهن ما متوجه جائی دیگر شد. گفتم امکان دارد امداد غیبی باشد چون من که او را نمی شناختم ولی او من را به اسم صدا زد .