https://shohada.org/en/node/215214

شناسه خبر: 215214
2022-3-10 12:39

فکاهي وقايع خنده دار

راوی محمد رزم آرا: یادم است در هنگام عملیات والفجر مقدماتی ما حدود 17 کیلومتر پیاده روی کردیم تا به تپه ای که به نام تپه ی آزادی مشهور شده بود رسیدیم. در آن جا به خاطر خستگی نیروها استراحت کردیم و خواب مان برد. اتفاقا آن شب عملیات شروع شده بود و شهیدان سپاهی و بسیجی را در منطقه ای که ما خوابیده بودیم تخلیه کرده بودند نزدیکی های صبح به علت سردی هوا آقای صاحبی یکی از پتو هایی که روی شهدا انداخته بودند بودن آن که متوجه شود روی خودش کشیده بود صبح که از خواب بیدار شدیم دیدیم که لباس های شهید صاحبی پر از خون است و به او خندیدیم ایشان گفت: ان شاءالله من هم مثل این شهدا، به آرزویم می رسم.