https://shohada.org/en/node/215316

شناسه خبر: 215316
2022-3-10 12:40

خواب و رویای شهید

به روایت از فاطمه عمارلو : به خاطر دارم یک روز که در خانه بودیم قربانعلی پهلویش درد گرفت او را به بیمارستان نیشابور آوردم آزمایش انجام داد و گفتند آپاندیس است و باید فورا عمل شود من به روستا برگشتم و ایشان در بیمارستان بستری شد تا برای عمل فردا آماده شود . بعد از ظهر روز بود دیدم که با ماشین به روستا آمد گفتم چرا برگشتی مگر عمل نکردی گفت : دیشب خواب دیدم سیدی آمد و گفت : از تخت بیرون بروی حالت خوب می شود صبح که شد گفتم دیگر نمی مانم و باید بروم و هر چه قدر پرستارها گفتند ما اجازه نداریم تو را مرخص کنیم گفتم که باید بروم و همین امر باعث شد که همان موقع تصمیم به رفتن به جبهه بگیرد.