https://shohada.org/en/node/216214
شناسه خبر: 216214
2022-3-10 13:00
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی رمضانعلی سیاح کاهو: پس از شهادت فرزندم ، خواب دیدم که شهید به من گفت : ((پدر ، بچه ام به دنیا آمده یا نه ؟ اسمش را چه گذاشته اید ؟))گفتم : بله ، اسمش زهراء است ! گفت :(( به شما یک پولی می خواهند بدهند که با آن یک ماشین بخرید تا امرار معاش کنید.)) من یک لحظه یادم آمد که وی شهید شده ، لذا گفتم : شما که شهید هستی ؟ گفت : ((درست است . ما هم در بهشت ، هم در کربلا ء و هم در ترابری سنگین که شما دیده ای و در اهواز است ، سر می زنیم .)) من دوبار با شهید به جبهه اعزام شدم . دفعة آخر که 45 روزه رفته بودم ، خواستم بیایم که ایشان به من گفت: (( پدر، صبر کن تا بعد از عملیات با هم برویم .)) که من گفتم : نه، من باید بروم تا خانه ها را درست کنم. چند روزی از آمدنم نگذشته بود که خبر شهادتش را آوردند.