https://shohada.org/en/node/216787
شناسه خبر: 216787
2022-3-10 13:08
تشييع جنازه
راوی فاطمه ستاری: به خاطر دارم زمان تشیح جنازه پدرم، سن کمی داشتم و بسیارهم بچه شیطانی بودم. هنگامی که می خواستند پدرم را به خاک بسپارند جمعیت خیلی زیادی آمده بود و من برای اولین بار در این جمعیت غرق شده بودم. به دوستم گفتم بیا باهم برویم تا من جنازه پدرم را ببینم. بعد خودم را از لابه لای جمعیت به جنازه پدرم رساندم . یکی از آقایان مرا برگرداند و گفت شما نباید نگاه کنید چون ممکن است بترسید. در آن لحظه خیلی ناراحت شدم و دور از جمعیت نشستم و گریه کردم. بعد از اینکه مراسم خاکسپاری پدرم تمام شد آن آقا آمد و گفت چرا گریه می کنی؟ گفتم شما نگذاشتین من برای آخرین بار پدرم را ببینم. من از خانواده ام دور افتاده بودم و با آنها نبودم. سپس آن آقا مرا بقل کرد و بوسید و گفت: شرمنده ام. نمی دانستم که شما فرزند شهید هستید چون تمام اعضای خانواده شما در کنار یکدیگر بودند و شما را نشناختم. و من از همان لحظه تا کنون خیلی ناراحت هستم که نتوانستم پدرم را برای آخرین بار ببینم.ولی از آن جهت افتخار می کنم که فرزند شهید هستم.