https://shohada.org/en/node/216993
شناسه خبر: 216993
2022-3-10 13:10
نفوذ و تاثير کلام
راوی محمد تقی زارعی: یادم هست سرویسهایی که صبح برادران را می آورند 22 یا 23 ماشین بودند. یک روز آقای سیدی که راننده یک از سرویسها بود چند نفر را جا گذاشته بود. ایشان مقداری سرو صدا کرده بود و در انبار ما آمد و رگ سیدیش بالا زده بودو گفت: من دیگر نمیخواهم کار کنم و خواست سوئیچ را پرت کند اما این کار را نکرد. آقای ساجدی آمد و گفت آقا سید چه شده است؟ ما رفتیم بیرون می خواستیم بار تحویل بدهیم. آقای ساجدی چند دقیقه ای با ایشان صحبت کرد. وقتی برگشتیم دیدم که سید اشک در چشمانش جمع شده و با آستینش دارد پاک می کند و داشت بیرون می رفت. ما خودمان را کنار کشیدیم که بحساب ندیدیم. اتفاقاً من با همان سید همسرویس بودم. چون من صبحها دم در ورودی دعا می خواندم. گاهی وقت ها می گفت بیا و پهلوی من بنشین. روزی سید به من گفت اگر بدانی من آن روز چقدر توپم پر بود اصلاً نمیفهمیدم چه کنم وقتی پیش آقای ساجدی رفتم، نمیدانم بخدا ایشان با من چه کرد چقدر ما را حالی کرد؟ گفتم منظورت چیست؟ گفت مرا ازیک دنیایی به دنیایی دیگر آورد از گذشت به من گفت حرفهایی را به من زد که هیچکس به من نگفته بود.