https://shohada.org/en/node/217634

شناسه خبر: 217634
2022-3-10 13:19

اولین اعزام

به روایت از نوروز رمضان پور : یکی از خاطراتی را که از فرزند شهیدم علی اکبر به یاد دارم این است که اولین دفعه ای که به جبهه اعزام شده بود با یکی از دوستانش بنام علی اصغر فرجی در یک حمله شرکت کرده بودند، امام مثل اینکه یک موقعیتی پیش آمده بود که بچه ها بین جنازه های عراقی گیر کرده بودند و نمی توانستند کاری بکنند. در هیمن حال و هوا بودند که ناگهان یک جنازه ی عراقی که خیلی وقت بود مرده و بدنش باد کرده بود مثل بادکنک جنازه اش باد کرده بود به هوا رفت و بعد به زمین خورد و متلاشی شد که علی اکبر و دوستش با دیدن این صحنه خیلی ترسیده بودند که وقتی از جبهه به مرخهصی آمده بود خیلی شک زده بود و تا مدتی نمی توانست درست حرف بزند که به مرور زمان حالش بهبود یافت و راهی جبهه گردید.