https://shohada.org/en/node/218351
شناسه خبر: 218351
2022-3-10 13:28
آخرین وداع با خانواده
محمد سه مرتبه به عنوان بسیجى به جبهه رفته بود اما قبولش مىکردند تا اینکه شناسنامهاش را بزرگ کرد و مىخواست به عنوان سرباز برود بعد گفتند قد شما کوتاه است خیلى ناراحت شد بعد دو نفر مىرفتیم به کاشمر و بالاخره با اصرار زیاد توانستیم پروندهاش را بگیریم و آماده اعزام از طریق سپاه شد یکى دو ماه از رفتن ایشان گذشت که خوشبختانه من و برادر کوچکترم از طریق بسیج به همان جاى او یعنى در کردستان اعزام شدیم و به تیپ ویژه شهدا پیش برادرم مستقر شدیم محمد از آمدن ما خیلى خوشحال شد یک شب خبر دادند که کومولهها سه راه ارومیه را گرفتهاند و گردان آنها چون خط شکن بود فرستادند و گردان ما را جهت پشتیبانى نگه داشتند قبل از رفتن صدایش زدم و چون هنوز جوان بود سفارش کردم که مواظب خودت باش اینجا کردستان است و از لحاظ موقعیت منطقه بسیار خطرناک است. او خندید و در جوابم گفت: برادرجان الان وقت این حرفها نیست بعد در ضمن من الان براى خودم یک پا فرمانده شدهام و شما هنوز نگرانم هستى همدیگر را بوسیدیم و بغض گلویم را گرفت بود کسى گریه کردم و بعد خداحافظى کرد و براى همیشه رفت.