https://shohada.org/en/node/218370

شناسه خبر: 218370
2022-3-10 13:28

دیدگاه شهید

به روایت از غلام رضا رجبی : چند وقت بود که از رجبعلی خبری نداشتیم تا این که به هر زحمتی بود و طی تماس های طولانی که با منطقه داشتیم توانستم او را پیدا کنم و با او صحبت کنم به او گفتم: پدر جان شما که سواد دارید حداقل دو کلام برای ما، مادر و خواهرانت می نوشتی و آنها را از دلواپسی بیرون می آوردی. گفت: پدرجان از آن روزی که فهمیده ام در سوسنگرد چه بلایی بر سر خواهران دینی من آورده اند نمی توانم تحمل کنم و بنشینم و نامه بنویسم و آنها بیایند و خواهرانم را زنده به گور کنند. به او گفتم آنها خواهران هم دین تو هستند این جا خواهران خودت گریه می کنند. او گفت: اول باید به رضایت خدا فکر کرد و بعد خانواده و گوشی را قطع کرد.