https://shohada.org/en/node/218424

شناسه خبر: 218424
2022-3-10 13:29

تجهد و عبادت

به روایت از محمدرضا حیدری : در یکی از شبهای گرم تابستان که معمولاً همگی در حیاط می خوابیدیم متوجه شدم محمد علی سرجایش نیست کنجکاو شدم وبه دنبالش گشتم . از نیمه ی شب گذشته بود در اتاق را باز کردم ومحمد علی را دیدم درحالی که فرش اتاق را کنار زده بود روی خاکها مشغول سجده کردن بود وصدای العفو… العفو اوبه گوش می رسید . کمی تأمل کردم وقتی متوجه حضورم شد گفت : دعا کن شما هم دعا کن من دیگر بروم . خیلی خسته شدم دیگر نمی خواهم بمانم . تمام دوستانم ، بهترین دوستانم رفته اند دعا کن و از خداوند بخواهید من دیگر برنگردم. بعد از این موضوع بود که ایشان شهید شدند .