https://shohada.org/en/node/218905

شناسه خبر: 218905
2022-3-10 16:22

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از مریم دلبری : سری آخر که همسرم سیداسماعیل به جبهه رفت گفت من 27 مهر به مرخصی می‌آیم وقتی عملیات میمک شروع شد من خیلی ناراحت بودم حاج عمویم وقتی دید من ناراحت هستم گفت این عملیات در میمک است و ایشان در اهواز شما چرا ناراحت هستید؟ همسرم به دوستانش گفته بود من به عملیات می‌روم شما یک تلگراف به خانواده‌ام بزنید روزی که تلگراف به دست ما رسید دیگر من از نگرانی درآمدم ولی همان شب خواب بودم که خدا بیامرز آمده و دستش روی سینه‌اش بود ـ هنگامی که جسدش را دیدم ترکش به سینه خورده بود ـ و داشت خون می‌آمد پرسیدم چی شده است؟ گفت: چیزی نیست. گفتم یعنی چه چیزی نیست دارد خون می‌آید گفت دردی احساس نمی‌کنم صبح که بیدار شدم خیلی ناراحت بودم و گفتم خدایا به خیر بگذران روز در حالی که داشتم لباس می‌شستم خبر شهادتش را آوردند.