https://shohada.org/en/node/218915
شناسه خبر: 218915
2022-3-10 16:22
خاطرات سیاسی
به روایت از سیدحسین دلبری : یادم است در روستا یک بنده خدایی بود مسئول شرکت تعاونی روستا در زمان شاه ایشان کمی شاهی بود به عباراتی آن موقع چادر بر میداشتند در اولین حرکتی که کرد آن آقا را عوض کرد از سرکارش هر چه بعضیها گفتند نمیتوانی نمیشود میگفتند کسی که نان شاه را خورده باشد گردن کلفت است البته خیلی تمیز پیگیری کرد و البته همان موقع هم مسألهی بیمه بود خوشبختانه اگر از سرکار برداشتنش ولی حقوقش قطع نشد یعنی نانش را قطع نکرد دقیقاً یادم است که مقابل این آقا قشنگ ایستاد.