https://shohada.org/en/node/218983

شناسه خبر: 218983
2022-3-10 16:23

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از خدیجه کربلائیان : یک شب حسین را در خواب دیدم که یک عبای قهوه ای بر سر شانه دارد و به طرف من می آید. از او پرسیدم از کجا می آیی؟ گفت: از سر مزار می آیم. گاهی اوقات با او شوخی می کردم. یک بار دو عدد سیگار از جیب خودم درآوردم و به او تعارف کردم، گفت: مادر مگر من سیگار می کشم که شما به من تعارف می کنید. در همان لحظه می خواست به مسجد برود که گفتم چه قدر عجله داری زود است که در جواب من گفت: وقت نماز است، باید سر وقت نمازم را بخوانم و نمی گذارم که قضا شود. همان طور که با او صحبت می کردم، ناگهان از نظرم محو شد. در همان عالم خواب دیدم که خیلی خوشحال است. گفتم: الهی شکر مادر، تو خوب هستی و بعد از خواب بیدار شدم.