https://shohada.org/en/node/219085
شناسه خبر: 219085
2022-3-10 16:24
عشق شهادت
به روایت ا ز ربابه نیکنام : دوستان حسن آقا نقل می کردند: شب قبل از عملیات حسن آقا دست و پاهایش را حنا بسته بود. بقدری خوشحال و آرام بود که انسان با دیدنش روحیه می گرفت به او گفتم:" دیگر چرا دستانت را حنا گرفتن؟" گفت:" شما نمی دانید فردا چه روزیست." گفتیم:" چه روزیست؟" گفت:" فردا قرار است با کسی روبرو شویم و کسی را ملاقات کنیم کگه سالها آرزوی وصالش را داشتیم. اول منظورش را نفهمیدیم ولی بعد خودش حرفش را ادامه داد و گفت:" فردا قرار است پیش خدا بروم"اینگونه ما را برای شهادت آماده می کرد و خودش گویی هر لحظه آرزو داشت زودتر فردا شود و در عملیات شرکت کند.