https://shohada.org/en/node/220307

شناسه خبر: 220307
2022-3-10 21:11

عشق به جهاد

به روایت از زهرا حصاری : صبح روزی که پدرم می خواست به جبهه برود برای خداحافظی به خانه آمد و گفت که می خواهم به جبهه بروم. در آن زمان پای پدرم مجروح و کمی کوتاه بود و مانع جبهه رفتن او می شد من از پدرم پرسیدم که شما مجروح هستید، چطور می خواهید به جبهه بروید؟ پدرم گفت که پاشنه کفشم را بلندتر کرده ام و حالا می توانم به جبهه بروم. زمانی که از خانه خارج می شد گفت که: این دیدار آخر ما می باشد، زیرا خواب دیده ام که من به شهادت می رسم.