https://shohada.org/en/node/220870
شناسه خبر: 220870
2022-3-10 21:18
ایجاد روحیه در رزمندگان 2
به روایت از علی محمد حافظی عسگری : زمانی که برای عملیات میمک آماده شدیم. آقای حافظی در جلسه ی خصوصی که شامل فرمانده گردان ها بود گفت:" شما هر نیرویی را که نخواستید پیش ما بفرستید." این جریان گذشت. تا اینکه هر چه نیرو از گردان های دیگر آمد ایشان به گروهان من معرفی کرد. من به ایشان معترض شدم:" که چرا هر نیرویی را که از هر جا می آید، شما به گروهان من می فرستی؟ گروهان های دیگر هم هستند." ایشان چیزی نگفت. و من خیلی دل شکسته شدم و در جایی پشت چادرها گوشه ی خلوتی پیدا کردم و گریه کردم. شب بعد از این جریان، بعد از نماز مغرب و عشاء ایشان بنده خدایی را به گروهان من معرفی کرد من هم او را به گروهان دیگری معرفی کردم و آن بنده خدا به داخل یکی از دسته های گروهان معرفی شده رفت. فرمانده دسته پیش من آمد و گفت:" من دیگر با شما کار ندارم، شما با علی آقا با هم دست به یکی کردید که هر چه علی آقا پیش شما فرستاد، شما باز پیش ما بفرستی. من ناراحت شدم و پیش آقای حافظی رفتم و گفتم:" این چه کاری است که شما سر ما در می آوری؟" ایشان پرسید:" جریان چیست؟" و من موضوع را تعریف کردم. آقای حافظی از جا بلند شد، ایستاد. گفت:" خوب، اگر مردی با اینها کار کن. اگرشما آن کسی را که حرف شما را نفهمید توانستی چیزی به او بفهمانی آن موقع فرمانده هستی، نه اینکه نیروی خوب دست شما بدهند، فردا طلبه شود و من و شما را بسازد، اینجا نیاز ندارد که من این نیرو را پیش شما بفرستم. نیرویی که از مشهد بلند می شود و به اینجا می آید بهترین انسان روی زمین است که در مقابل دشمن می ایستد. اگر شما در مقابل نیرویی که بد بود و توانستی او را بسازی آن زمان به شما فرمانده و مدیر می توان گفت."