https://shohada.org/en/node/221826

شناسه خبر: 221826
2022-3-10 21:32

آخرين وداع با خانواده

راوی انیس جواهری یگانه: آخرین بار که سید علی می خواست به جبهه برود، موقع خداحافظی گفت: من همین جا با شما خداحافظی می کنم. دیگر به ایستگاه راه آهن نیایید. گفتم: چرا مادر؟ گفت: بچه هایی هستند که مادر و پدر ندارند که با آنها خداحافظی کنند. بنابراین ممکن است ناراحت شوند. گفتم: باشد مامان جا نمی آیم. باز گفت: یک خواهش دیگر هم از شما دارم گفتم: چی؟ گفت: این دفعه پشت سرم آب نپاشید. گفتم برای چه مادر؟ پشت سر مسافر همه آب می ریزند. برای چه عزیزم؟ دیدم تبسمی کرد و هیچ نگفت. دستم را به گردنش انداختم صورتش را بوسیدم خداحافظی کردم. چند قدم که رفت، برگشت، گفت: مادر، گفتم: جان، گفت: بیا یک بار دیگر پای ماشین با هم خداحافظی کنیم. نزدیکش که رسیدم گردنش را جلو آورد و گفت: همین جای گردنم را ببوسید! گردنش را بوسیدم. سینه اش را باز کرد گفت: مامان سینه ام را هم ببوسید. سینه اش را هم بوسیدم. گفتم: مادر جان تو را به خدا سپردم. می دانم این خداحافظی تو با خداحافظی های دیگرت خیلی فرق دارد گفت: مامان جان ببین در مدتی که من جبهه بودم نه شهید شدم نه اسیر و نه مجروح. من نمی دانم این خدمتی که در راه خدا می کنم قبول هست یا نه؟ شما دعا کنید خدا مرا قبول کند و بعد رفت.