https://shohada.org/en/node/221870

شناسه خبر: 221870
2022-3-10 21:32

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی سید علی توکلی: شب پنجم این شهید بزرگوار بود. در تیر ماه هوا خیلی گرم بود. من توی حیاط خوابیده بودم. نزدیکیهای اذان صبح بود که خواب دیدم افراد زیادی اطراف منزل ما را احاطه کرده اند. تمام این افراد لباس سبز پوشیده اند و یک صدا شعاری می د هند و تکبیر می گویند(ا...اکبر). من با این صدا از خواب بیدار شدم. زمانیکه بیدار شدم دیدم که بله خواب نیست و یک واقعیت است. چشمهایم را باز کردم و هیجان زده از روی رختخواب بلند شدم و نشستم. ولی باز هم به خودم گفتم شاید در حال خواب هستم وسعی کردم که واقعا بیدار شوم متوجه شدم که واقعا بیدار هستم. صدای تکبیر یکنواخت بود و قطع نمی شد که ناگهان متوجه اتاقی که پدر و مادرم در آن استراحت می کنند شدم و دیدم که نور سبزی دور تا دور اتاق را گرفته بود و یک حالت عجیبی به من دست داد و من شروع به استغفار کردم و میگفتم: خدایا من قابل نیستم که این چنین برنامه ای را در بیداری ببینم و چقدر لطف تو زیاد است. لحظاتی گذشت و نور همینجور از اتاق بیرون آمد و ازحیاط به طرف آسمان بلند می شد. و همانطور که نور به طرف آسمان می رفت صدای تکبیر هم کمتر می شد تا اینکه کاملا صدا قطع شد.آنموقع من گریه ام گرفت و بلند شدم و وضو گرفتم و شروع کردم به نماز خواندن و شکر گذاری به درگاه حداوند، که خدایا، شهید که مورد قبول تو بوده که آن را خواستی و بردی، ولی چقدر لطف تو زیاد است که پدر و مادرم را هم مورد لطف و مرحمت خودت قرار می دهی.