https://shohada.org/en/node/222806

شناسه خبر: 222806
2022-3-10 21:44

هوش و استعداد

به روایت از محمد صباغ سجادیه : یادم هست در یکی از عملیاتهایی که با شهید عباس بهنام شرکت داشتیم خیلی در خاک دشمن نفوذ کرده بودیم و عراقی ها را به عقب رانده بودیم در آن موقع نزدیکی روشنی هوا بود و درگیری تا حدی خوابیده بود به همین خاطر بچه ها وضو گرفتن و بد از خواندن نماز در کنار سنگر عراقی ها نشستیم تا کمی استراحت کنیم و یواش ، یواش آفتاب طلوع کرد و هوا روشن شد وقتی هوا روشن شد از سمت جلوی ما تیراندازی شروع شد و این تیر اندازی کم کم به اطراف و پشت سر ما رسید ما که اول فکر میکردیم نیروهای خودی هستند که ما را با دشمن اشتباه گرفته اند ولی بعدا متوجه شدیم که نه ما محاصره شده ایم و درگیری را با همان مهماتی که از خود عراقی ها جا مانده بود شروع کردیم و خوشبختانه توانستیم جلوی پیشروی آنها را بگیریم در آن موقع من فرمانده دسته بودم به پیش شهید تقدسی رفتم و گفتم : نیروهای ما خسته اند و مهمات نیز کم است با عقب تماس بگیرید و درخواست کمک کنید و ایشان طی بی سیمی که به عقب زد آنها گفتند: که نیروها در یک منطقه دیگر درگیر هستند و نیرویی برای پشتیبانی شما نداریم شما سریع منطقه را ترک کنید و عقب نشینی کنید. من در آن شرایط سخت واقعا کم آورده بودم و نمی دانستم باید چکار کنم ولی شهید تقدسی با درایت کامل با هوش سرشاری که داشت به من گفت: به هیچ کدام از نیروها نگوئید که عقب نشینی می کنیم چون آنها پراکنده می شوند و امکان اینکه شهید یا در چنگال عراقی ها بیفتند زیاد است. به آنها بگوئید نمی توانیم در اینجا مستقر شویم و باید به محل قبلی خود برگردیم بعد خود ایشان همه نیروها را به یک خط کرد و چند نفر را داوطلب پیدا کرد تا آنجا بماند و به تمام جهاتی که نیروهای دشمن تیر انداز می کردند تیر اندازی کنند و آنها را سرگرم نگه داشت تا بقیه نیروها به راحتی از آنجا خارج شوند . ایشان با این درایت توانستند تمامی نیروها را از آنجا خارج کرده و تعدادی زیادی از نیروهای دشمن را به هلاکت برسانند.