https://shohada.org/en/node/222816
شناسه خبر: 222816
2022-3-10 21:44
لحظه و نحوه شهادت
به روایت از محمدصباغ سجادیه : یادم هست زمانی که عملیات میمک تمام شد و من و شهید عباس بهنام تقدسی به همراه دو نفر از همرزمانمان به سمت عقب بر می گشتیم یکی از آنها مسئول گردان تخریب بود همراه شهید بهنام و یکی دیگر همراه من راه می رفتیم و نمی دانم چه اتفاقی افتاد که بین ما و آن دو حدود 20 متری فاصله افتاد و در همین حین صدای گلوله توپی شنیده شد. ما خودمان را روی زمین انداختیم وقتی گلوله منفجر شد برگشتیم تا از شهید بهنام خبر بگیریم که دیدیم آنها بلند نشده اند. سریع خودمان را به آنجا رساندیم که دیدیم ایشان ترکش به پلو و پیشانی اش اصابت کرده و در حال خونریزی شدیدی است. مسئول گردان تخریب نیز در اثر اصابت ترکش به پایش قطع شده بود . ما سریع آنها را به کنار تپه ای کشیدیم . مسئول تخریب گردان به من گفت: پایم چیکار شده است من به او گفتم : چیزی نیست فقط یک ترکش کوچک خورده است و به او دلداری می دادم و به بالای سر شهید بهنام رفتم هر چه او را صدا زدم جوابی نمی داد و فقط زیر لب چیزی زمزمه می کرد که هر چه گوش کردم متوجه نشدم بعد از دقایقی هر دو نفر آنها به علت خون زیادی که از بدنشان رفته بود به شهادت رسیدند. و ما متاسفانه نتوانستیم برای آنها کاری انجام دهیم حتی به خاطر شرایط بد منطقه جنازه آنها نیز در همانجا ماند و بعد از دو روز جنازه را به عقب بردیم.