https://shohada.org/en/node/223224

شناسه خبر: 223224
2022-3-10 21:49

عشق شهادت

راوی سید حسن قاسمی : یک روز من به اتّفاق مادر برونسی به مشهد رفتیم چون برونسی مجروح شده بود. وقتی چشم مادر برونسی به عبدالحسین افتاد دست به گردن فرزندش انداخت و شروع به گریه کرد. برونسی گفت: مادر. به حال خودت گریه کن. دعا کن که من شهید شوم. مجروح شدن که چیزی نیست. تازه اگر دست و پای من قطع شود چیزی نیست.