https://shohada.org/en/node/223237

شناسه خبر: 223237
2022-3-10 21:49

امدادهاي غيبي

راوی عبد الحسین برونسی : مربوط به تصادفی که کردیم، آن روزی که مرخصی رفته بودیم همان وقتی که دیدیم راه ما خراب است، شیطان لعنتی به جلد ما آمد، وسوسه می کرد، عجب کار اشتباهی کردیم. کاش مرخصی نمی آمدیم. این همه نیرو، خدایا چکار خواهند شد. خوب می دانید که همه اش این فکر بود، بر عکس این ماشین ما از همان بلندی که سرازیر شد، به یک سرعتی افتاد که احتمال تکه تکه شدن ماشین وجود داشت. حالا ما که هیچی، که یک لش گوشت هستیم. بعدش گفتم: که خدایا مسئله ای نیست. ما در عملیات کشته نشدیم، جایمان همین جا بود، خوب چی، قالو: انا لله و انا الیه راجعون. مسئله مردن خوب فرقی نمی کند، قسمت ما همین جا بوده است. فقط اول که ماشین این طوری شد یک دفعه باد از سرمان کنده شد، گفتم: یا ابوالفضل برو. که برادر روحانیمان آقای حسینی گفت: این حرف شما را هرجا برویم خواهیم زد، یا ابوالفضل برو. حرف آن شب شده بود. خوب اگر خدای می خواست ما کشته می شدیم. خوب همانجا زیر برفها تکه پاره می شدیم. زیر برفها باید تا یک ماه می گشتند که ما را پیدا کنند. خوب مرگ این طوری قسمت ما نبوده است. اجل پشت سر ما می رفت.