https://shohada.org/en/node/223452

شناسه خبر: 223452
2022-3-10 21:51

معجزات جنگ

به روایت از محمد اسماعیل قندری : روزی درمنطقه به من اطلاع دادند که یکی از نگهبانها حالش خوب نیست وقتی پیش آن نگهبان رفتم و جویای احوالش شدم به من گفت : قبل از اینکه به جبهه اعزام شوم برای تامین مخارج زندگی خانواده ام ازشخصی مبلغی پول قرض کردم حال که ماموریتم تمدید شده نگران این هستم که موقع سر رسید قرضم پولی ندارم که به تعهدم عمل کنم و ازطرفی خانواده هم خرجی ندارند که گذران زندگی کنند . متوسل به امام زمان (عج) شدم و می گفتم ای امام زمان تو خود گواهی که من برای شما به جبهه آمده ام در همین فکرها فرو رفته بودم که این مشکلات را چگونه حل کنم که سید جلیل القدری بطرفم آمد و من به گمان اینکه روحانی خط می باشد بلند شدم و عرض ادب کردم ولی کمی که با خود فکر کردم فهمیدم روحانی خط که سید نمی باشد از ایشان پرسیدم شما کیستی ؟ در جوابم گفت : علت ناراحتی شما چیست؟ ومن مشکلاتم را برایشان گفتم . آن روحانی با لبخندی گفت : نگرانی شما بی مورداست چرا که خانواده ات در آرامش و راحتی هستند و قرضهای شما را داده اند . شما با خیال راحت در اینجا به وظیفه ات عمل کن پس از این حرف آن روحانی بلند شد که برود به او گفتم : شما کیستی ؟ بهتر است اینجا بمانی و با هم بیشتر آشنا شویم. در جوابم گفت : من پاسبخش شما هستم وباید بروم وبه مشکلات دیگر نگهبانها رسیدگی کنم وبا من خدا حافظی کرد و رفت وقتی به خودم آمدم از سنگر بیرون رفتم ودیدم که دیگر ایشان حضور ندارد.